بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
349
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بعد قى مسهل بلغم غليظ بايد دادن و مداومت كبسى با مهارس نمودن و يا حلواى بلادر و پيوسته جوزبوا در دهن داشتن و آب آن را فروبردن بغايت نافع آيد و از معاجين مناسب هم در وقت خواب بعد تنقيه و قرار طبع حبهاى بزرگ فروبردن بس مفيد باشد به شرطى كه در فم معده مدتى بايستد و نيم درم جند بيدستر در سركه حل كرده آشاميدن توان بلغمى را برد مردى در رى بود و او تپ ربع داشت و درين اوقات كه تپ كم شد فواق عظيم پيدا كرد هشت روز داشت متصل چنانچه از خواب و سخن كردن بازمانده بود و طعام غليظ نمىتوانست خوردن و در آخر نيز رقيق بىلزاجت خوردن از صعوبت آن و ضعف گاهى كه غالب مىشد غش مىكرد و قريب به هلاكت رسيد همين در سركه فرمودم كه سه روز ناشتا مىخورد بهتر شد و روز چهارم در آب دادم و غذا شوربا برنجى ساده چرب مىخورد مىفرمودم و اول حال تا همه روز و اكثر شب مصطگى مىخائيد همين روز چهارم تسكين يافت و در شب پنجم عرق كرد و صحت يافت و بالجمله در اكثر قوامها درگرفتن و ضد قوى كردن و از چيزى معجب رفتن و حركات عنيفه مر عجز و قى كردن و رسيدن آب سرد بيكبار بر وى و تن وى و بستن انگشتان پاى راست و خوف و غم و فزع و استحمام و عطسه كردن بس مفيد بود و اللّه اعلم كدب صيتا به فارسى آروغ گويند و آن تعجبى بود كه قوت معده آن را تحليل دهند و از راه حلق برآرد سبب بسيارى آن با خلط سوداوى و يا ضعفى معده كه تصرفش در غذا بكمال نبود و بدان سبب از ان بادها تولد و يا عدم قوت گواريدن اندر قعر معده بود و اگر باد اندر معده بماند تحليل نمىيابد و بآروغ برنمىآيد هم هلاك باشد كه استسقا و طبلى تولد كند علاج آنجا كه سبب ماده غليظ بود و در معده تنقيه بايد كردن و بقى و بمسهل ايارج فيقرا و يا حب هركه دارد و اشباه اينها بسيار بود كه دواى قوى و گذارندهء آن خلط چون كبسى درس خورده شود اصلاح كند و آنجا كه سبب ضعف معده بود در دفع سوء المزاجات آن بايد كوشيدن و حافظ الصحة مداومت بتخصيص بانچه ضد سوء المزاجات تنقيه عظيم مفيد بود و آنجا كه سبب خلط غذا نفاخ بود بگذشتن آن بر طرف شود و اگر باد اندر معده بجنبد و معده را مىرنجاند و برنمىآيد چيزهائى بادشكن بايد خوردن چون كمونى